Tamasha

نامادری پسر ۶ ساله شوهرش را خفه کرد

محاکمه زنی در فرانسه به اتهام قتل ناپدری متجاوزش که بعدها با او ازدواج کرد آغاز شد

زنی در فرانسه در حالی روز دوشنبه در دادگاه حاضر شد که به قتل مردی که سال‌ها به‌عنوان ناپدری‌اش به او تجاوز کرده بود و سپس شوهرش شد و او را وادار به تن فروشی می‌کرد متهم شده است.

محاکمه زنی در فرانسه به اتهام قتل ناپدری متجاوزش که بعدها با او ازدواج کرد آغاز شد

هم‌رسانی این مطلب:

زنی در فرانسه در حالی روز دوشنبه ۲۱ ژوئن (۳۱ خرداد) در دادگاه حاضر شد که به قتل مردی که سال‌ها به‌عنوان ناپدری‌اش به او تجاوز کرده و سپس شوهرش شده بود و او را وادار به تن فروشی می‌کرد متهم شده است. در این پرونده مدافعان زنان قربانی خشونت بسیج شده و صدها هزار نفر طوماری را برای آزادی زن متهم امضا کرده‌اند.

دانیل پولت، شریک سابق زندگی مادر والری بکو بود. پولت زمانی که والری نوجوانی ۱۲ ساله بود برای نخستین بار به وی تجاوز کرد. والری بکو هم اکنون ۴۲ ساله است و دانیل پولت ۲۵ سال از او بزرگتر بود. پولت به زندان افتاد اما پس از آزادی به خانه بازگشت و به تجاوز به والری بکو ادامه داد.

متهم به قتل با یادآوری سال ۱۹۹۷ که ناپدری‌اش از زندان آزاد شد گفت: «او به مادرم گفته بود که دیگر هیچ کاری نمی‌کند اما باز شروع شد.»

بکو در ۱۷ سالگی باردار شد و مادرش که الکلی بود او را از خانه بیرون انداخت. بکو سپس پیش پولت رفت تا با او زندگی کند. او در این باره گفت: «من می‌خواستم فرزندم را نگه دارم. کسی را نداشتم. کجا می‌توانستم بروم؟»

وی که خود از نداشتن پدر رنج می‌برد اضافه می‌کند: «من همیشه دوست داشتم بچه دار شوم و آن‌ها پدر داشته باشند. بنابراین او باید می‌بود.»

سلین ترم، رئیس دادگاه از والری درباره عشقش به مقتول پرسید که او جواب داد: «من همیشه آنچه را که به من می‌گفت، انجام می‌دادم.»

پولت نیز به شدت به مشروب اعتیاد داشت و با والری با خشونت رفتار می‌کرد. بعدها به او دستور داد به‌عنوان روسپی برای رانندگان کامیون کار کند. این مرد مینی‌ون خانوادگی راه انداخت و همسرش را مجبور به تن‌فروشی کرد. پولت تهدید می‌کرد اگر والری این اقدام را رد کند او را می‌کشد. دانیل پولت بارها با اسلحه والری را تهدید کرده بود.

والری درباره این خشونت‌ها می‌گوید: «ابتدا سیلی می‌زد، سپس به لگد زدن و مشت زدن تبدیل شد. با گذشت زمان تهدیدهایی با سلاح صورت گرفت.»

هنگامیکه پولت از کارلین دختر ۱۴ ساله‌اش درباره رابطه جنسی سوال‌هایی پرسید، بکو می‌گوید که تصمیم گرفت «این کار را متوقف کند.»

بکو در ماه مارس ۲۰۱۶ با شلیک یک گلوله به پشت گردن پولت، او را کشت. بکو جسد پولت را با کمک دو فرزند از چهار فرزندش پنهان کرد.

دو فرزند او به همراه دوست پسر دخترش در سال ۲۰۱۹ به دلیل کمک کردن به مادرشان به شش ماه حبس تعلیقی محکوم شدند.

ولری بکو در اکتبر ۲۰۱۷ دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد اما تا زمان محاکمه تحت کنترل قضایی آزاد شد. وکلای وی گفته‌اند «خشونت شدیدی که بکو در مدت ۲۵ سال متحمل شده است و ترس از اینکه دخترش نفر بعدی باشد» او را وادار به کشتن پولت کرد.

جنین بوناگیونتا و ناتالی توماسینی دو وکیلی هستند که پیش از این از ژاکلین سوواژ، زن فرانسوی که به جرم قتل همسر آزارگرش به ۱۰ سال زندان محکوم شد دفاع کرده بودند اما این زن در سال ۲۰۱۶ پس از تبدیل شدن به نمادی برای مبارزه با خشونت علیه زنان مورد بخشش ریاست جمهوری قرار گرفت.

تاکنون بیش از ۵۰۰ هزار امضا برای آزادی بکو که ممکن است به خاطر این اتهام به حبس ابد محکوم شود جمع آوری شده است. پیش بینی می‌شود جلسات دادگاه در کل هفته ادامه داشته باشد.

هم‌رسانی این مطلب:

محاکمه نامادری به اتهام قتل/ متهم: من عاشق سپهر بودم

زن جوانی که سال گذشته به اتهام قتل فرزند شش ساله شوهرش با قرص متادون بازداشت شده بود، در جلسه محاکمه جرمش را انکار کرد.

محاکمه نامادری به اتهام قتل/ متهم: من عاشق سپهر بودم

محاکمه نامادری

جامعه ۲۴- تابستان سال‌۹۹ مأموران پلیس پایتخت از مرگ مشکوک پسر خردسالی در یکی از بیمارستان‌های شهر با خبر و راهی محل شدند. شواهد اولیه نشان می‌داد پسر شش‌ساله به نام سپهر که همراه نامادری‌اش زندگی کرده بر اثر مصرف قرص متادون بیهوش شده و بعد از انتقال به بیمارستان فوت کرده است. به این ترتیب پرونده با شکایت مادر سپهر به جریان افتاد و نامادری او به نام سمیرا بازداشت شد.

متهم که معلم بود ابتدا جرمش را انکار کرد، اما در بازجویی‌های بعدی گفت: قرص متادون را برای خودکشی خودم خریدم و داخل شیشه نوشابه‌ای ریختم، اما در نبود من سپهر آن را خورده بود.

با اقرار‌های زن جوان پرونده بعد از صدور کیفرخواست به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و روز گذشته روی میز هیئت قضایی شعبه پنجم دادگاه قرار گرفت.

ابتدای جلسه مادر سپهر درخواست قصاص کرد. در ادامه پدر او به نام سهیل به جایگاه رفت و گفت از همسر دومش شکایتی ندارد. او در ادامه گفت: سمیرا زن مهربانی است. زمانی که با او ازدواج کردم دو پسرم به نام‌های سپهر و نادر رابطه خوبی با او داشتند. نمی‌توانم قبول کنم او قاتل فرزندم است.

در ادامه زن جوان در جایگاه ایستاد و گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. وی گفت: خانواده‌ام با ازدواجم با سهیل مخالف بودند، اما من عاشق او بودم به همین خاطر با او ازدواج کردم. با بچه‌های او رابطه خوبی داشتم به طوری‌که آن‌ها مرا مامان صدا می‌زدند. این مسئله باعث شده بود مادر آن‌ها حساس شود و گاهی به من حسودی کند.

متهم گفت: بعد از مدتی متوجه شدم پسران سهیل آسیب روحی و جسمی شدیدی به خاطر طلاق مادرشان دیده‌اند. به همین خاطر در ماه یک‌میلیون‌تومان هزینه بازی درمانی بچه‌ها را پرداخت می‌کردم. من شوهرم و فرزندانش را خیلی دوست داشتم پس دلیلی وجود نداشت بخواهم به آن‌ها آسیب برسانم.

بیشتر بخوانید :مهلت به دو قاتل پای چوبه دار

متهم در پاسخ به سؤال هیئت قضایی درباره اعتراف در دادسرا گفت: تحت فشار‌های بازجویی آن حرف‌ها را زدم، چون مأموری که مرا بازجویی می‌کرد گفت شوهرم مرا طلاق داده و می‌خواهند خواهرم را نیز بازداشت کنند به همین خاطر این حرف‌ها را زدم. باور کنید نمی‌دانم متادون چیست و چگونه می‌شود تهیه کرد.

او در ادامه گفت: مادر سپهر بعد از ازدواجم مدام پیام می‌فرستاد و می‌گفت «سهیل تو را برای پرستاری بچه‌ها گرفته و یکسال دیگر طلاقت می‌دهد.» او می‌گفت حالش خوب شود دوباره رجوع می‌کند. او به بچه‌ها یاد داده بود خودکشی کنند. چون یک روز نادر وقتی از خانه مادرش آمد گفت اگر به حرفش گوش ندهم قرص می‌خورد. گفتم چه کسی این حرف را به تو یاد داده که گفت مادرش گفته است.

مادر بچه‌ها که از طلاقش پشیمان شده بود به همین خاطر قصد داشت زندگی ما را بهم بزند. حالا هم با این شکایت یکسال و نیم است، مرا فقط به اتهام نامادری به زندان انداخته است.

در پایان هیئت قضایی جهت صدور رأی وارد شور شد.

نامادری پسر ۶ ساله شوهرش را خفه کرد

زن ۲۴ساله که به‌ گفته خودش نتوانسته خشمش را کنترل کند، در حادثه‌ای هولناک، جان پسر ۶ساله همسرش را گرفت. او پس از قتل پشیمان شد و با پلیس و اورژانس تماس گرفت اما دیگر دیر شده بود.

نامادری پسر ۶ ساله شوهرش را خفه کرد

به گزارش همشهری آنلاین، ساعت ۱۲:۳۰ یکشنبه ۲۹ خرداد زنی جوان با اورژانس تماس گرفت و گریه‌کنان گفت که حال پسرش خوب نیست و نبض ندارد. او پس از آن به ۱۱۰ زنگ زد و مدعی شد که دست به جنایتی هولناک زده و پسربچه‌ای را به قتل رسانده است.

زمان زیادی طول نکشید که اورژانس و مأموران پلیس در خانه این زن که آپارتمانی در غرب تهران بود حاضر شدند. در سالن پذیرایی پیکر بی‌جان پسربچه ۶ساله‌ای افتاده بود که نیروهای اورژانس عملیات احیا را شروع کردند اما فایده‌ای نداشت.

زن جوان گوشه‌ای نشسته و بی‌وقفه گریه می‌کرد. با گزارش ماجرا به قاضی محمدجواد شفیعی، بازپرس جنایی تهران، تیم تحقیق نیز راهی محل حادثه شدند و زن جوان به اتهام قتل عمد بازداشت شد.

شواهد نشان می‌داد که پسر ۶ساله به‌دلیل فشار بر عناصر حیاتی گردنش به قتل رسیده است. از سوی دیگر زن جوان که نامادری او بود، به قتل کودک همسرش اعتراف کرد و گفت در یک لحظه کنترلش را از دست داده و نتوانسته خشمش را کنترل کند. وی می‌گفت دچار جنون شده و در حالی که به‌شدت عصبانی بوده، جان پسربچه بی‌گناه را گرفته و حالا به‌شدت پشیمان است. متهم به قتل پس از اعتراف به جنایت و اظهار پشیمانی، با دستور بازپرس جنایی تهران برای بررسی سلامت روحی و روانی‌اش در اختیار متخصصان پزشکی‌قانونی قرار گرفت.

زن متولد سال ۷۷ است. او حدود ۳ سال قبل با پدر پسربچه ۶ساله ازدواج کرد و از آن پس با هم زندگی می‌کردند. زن جوان می‌گوید که عصبانیت ناشی از فشار و تهدیدهای مادر پسربچه، او را تبدیل به قاتل کرده است. گفت‌وگو با او را بخوانید.

با همسرت اختلاف داشتی؟

نه، مشکلی میان ما نبود. فقط هرازگاهی مانند تمام زن و شوهرهای دیگر با یکدیگر مشاجره می‌کردیم اما مشکل حاد و جدی نداشتیم.

پس چرا جان پسربچه بی‌گناه همسرت را گرفتی؟

دلیل عصبانیتم رفتارهای مادر پسربچه بود. هرچند من بیماری عصبی دارم و خیلی زود به‌هم می‌ریزم و کنترلم را از دست می‌دهم. همسر اول شوهرم آنقدر مرا اذیت کرد و تحت فشار قرار داد که اصلا متوجه نشدم چه زمانی با دستانم جان پسربچه بی‌گناه را گرفتم.

مگر چطور رفتار می‌کرد؟

همسر اول شوهرم یعنی مادر پسربچه همیشه با ارسال پیامک یا تماس تلفنی آزارم می‌داد. مدام تهدید می‌کرد و می‌گفت من زندگی او را خراب کردم و باعث شدم شوهرش او را طلاق بدهد. پیام می‌داد و می‌گفت می‌داند که من با پسرش بدرفتاری می‌کنم اما اینطور نبود. من رابطه خوبی با پسر همسرم داشتم و چون خودم فرزندی نداشتم، او را مانند پسر خودم دوست داشتم و احساس می‌کردم مادر واقعی‌اش هستم. پسر همسرم هم مشکلی با من نداشت و رابطه خوبی با هم برقرار کرده بودیم، اما مادرش خیلی اذیتم می‌کرد و با حرف‌هایش آزارم می‌داد. فکر می‌کرد هم همسرش را از او گرفته‌ام و هم پسرش را.

چه شد که روز حادثه جان پسربچه بی‌گناه را گرفتی؟

همسرم برای ماموریت به خارج از تهران سفر کرده بود. نزدیک ساعت ۱۲ ظهر بود که همسر اول شوهرم به من پیام داد و باز همان حرف‌های قبلی را تکرار کرد. عصبانی شدم و در یک لحظه نتوانستم خشمم را کنترل کنم. به سمت پسربچه شوهرم رفتم و تمام ناراحتی‌هایم را سر او خالی کردم. اصلا متوجه نبودم چه می‌کنم و وقتی به‌ خود آمدم، دیدم پسربچه روی زمین افتاده است. من با دستانم او را خفه کرده بودم و حدود نیم‌ساعتی در حالی که شوکه بودم، بالای سر پیکرش ایستادم. بعد که به ‌خودم آمدم، فورا به اورژانس و پلیس زنگ زدم و درخواست کمک کردم.

پسر همسرت پیش مادرش نمی‌رفت؟

او اوایل پیش مادرش بود و شوهرم هر چندوقت یک‌بار او را به خانه می‌آورد و من از او نگهداری می‌کردم تا اینکه حدود ۳، ۴ماه قبل شوهرم پسرش را برای همیشه به خانه ما آورد و قرار شد با هم زندگی کنیم. ما با هم مشکلی نداشتیم و نمی‌دانم چه شد که این اتفاق افتاد.

کی با همسرت ازدواج کردی؟

حدود ۳ سال قبل با همسرم آشنا شدم و او پیشنهاد ازدواج داد. همسرم به‌تازگی همسرش را طلاق داده بود که قبول کردم با او ازدواج کنم. با اینکه می‌دانستم پسر خردسالی دارد، اما پذیرفتم که با او زندگی کنم اما نمی‌دانستم ماجرا به اینجا ختم می‌شود. پشیمانم و آرزویم این است که زمان به عقب برگردد. ‌ای کاش در آن لحظه تنها نبودم و ‌ای کاش می‌توانستم خشمم را کنترل کنم.

کلمات کلیدی

خشونت , تجاوز جنسی , خشونت علیه زنان , خشونت خانگی , قتل , دادگاه کیفری

محاکمه نامادری تهرانی به اتهام قتل پسر شوهرش

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا